نشستم یه لیست نوشتم از گند های زده شده توسط اینجانب در سال 96

یه لیست از کارهایی که میخواستم بکنم و نکردم

بعد یه درصدی جلو گند ها نوشتم که سهم من بوده!

بعد یه لیست آرزو ها(!) خیر سرم برای سال 97!

خوردم

خوابیم

آهنگ گوش دادم

کمی دعا و مناجات

کمی عید دیدنی تصنعی

کمی پیام دادن های بی مزه تبریک

کمی تلویزیون که پایتخت باید توش میبود

کمی جلو آینه بودن

اینا کار های چند روز اخیرمه


و با این دندونا دقیقا تخمه ژاپنی ها رو هدف رفتم چون تنهان و کسی بهشون اعتنا نمیکنه و از عنصری که همیشه متنفر بودم بادوم هندی هست چون اولا بیمزه هست به نظرم، دوما پر از خاک و خله، چون لباس نداره! پس خواهرم حجابت!

بینمک هم خودتی



فقط منم که تخمه ژاپنی ها رو درک میکنم.


+ یک نفر رو ادب کردم به همراه مادرش

میدونم یاد دادن تربیت تو این سن و سال کار من نیست ولی مجبورم میکنن وگرنه من آدم ساکتیم که با کسی کاری ندارم نشستم یه گوشه تخمه جابونیمو میخورم.

++سال 97 همگی مبارک. ان شاءالله یه قدم جلوتر از قبل باشیم.