امروز صبح تو اون سربالایی این به ذهنم رسید که کلا دوتا اتفاق بیربط به من چقدر تو زندگی من تاثیر داشت

یکی اینکه زن داداشش که ازش متنفر بود اسمش فائزه بود

یکی دیگه اینکه پسر عموش که هم سن و سال ما بود ام اس شدید داشت

خدا بهش سلامتی بده ولی واقعا به من مربوط نبود، هر کسی زندگی خودشو داره و من نباید تحت تاثیر زندگی یکی دیگه بارم رو ببندم،

امیدوارم بفهمه.